پست الکترونیکتماس با مانقشه سایتصفحه اصلیEnglishعربیورود اعضاsa1
 
۱۳۹۸ يکشنبه ۳۱ شهريور
اتحادیه مرکزی تعاونی های روستائی و کشاورزی ایران با در اختیار داشتن کارخانجات تولیدی مواد غذایی آیدا و صنایع تبدیلی مرکبات همچنین کشت صنعتهای جیرفت و شهید رجایی دزفول آمادگی خود را برای تامین انواع مرکبات ،صیفی جات ، مواد غذایی ، انواع حبوبات و نهاده های کشاورزی ،ماشین آلات کشاورزی اعلام می نماید
مفهوم شناسي رهيافت هاي جايگزين در تعامل عقلاني تر بنگاه هاي اقتصادي با جامعه مدني

مفهوم شناسي رهيافت هاي جايگزين در تعامل عقلاني تر بنگاه هاي اقتصادي با جامعه مدني

1398/04/17

حسين شيرزاد

معاون وزير جهاد كشاورزي

چالش حكمروايي شبكه اي يا نگره هژمون «سياه چاله‌هاي سرمايه داري اطلاعاتي» ، ويژگي بنگاه داري داري امروزين را، بي مكاني، بي زماني، جهاني شدن فعاليت‌هاي اقتصادي، انعطاف پذيري سازماني و قدرت بيشتر مديريت از حيث مناسباتش با نيروي كار مي داند و اگرچه بنيان سرمايه داري اطلاعاتي بنابر قاعده، همچنان توليد براي كسب حداكثري سود و تصاحب خصوصي سود براساس حقوق مالكيت صاحبان سهام است. اما اين نوع از حاكميت شركتي، از طريق افراط در تقسيم كار، فردي نمودن كار، انتشار سرمايه در مدارهاي جريان‌هاي مالي جهاني،ساختار طبقاتي جامعه‌ي مدني و بقاياي همبستگي طبقاتي آن را تضعيف نموده و فرجام آن، توزيع درآمد نابرابر و شكاف فزاينده طبقاتي و مشروعيت از دست رفته فعاليتهاي بنگاهداري خواهد بود. حتي در ايالات متحده نيز با جنبش وال استريت ميثاق اجتماعي بين طبقه متوسط و بنگاه هاي اقتصادي با زوال سنديكاها كاملا سست و در بستر بي اعتمادي ها غوطه ور و امروزه همگان پذيرفته اند كه حاشيه سود بالاتر، ثروت اجتماعي در بين آحاد جامعه مدني افزايش نمي‌دهد و آنچه كه درواقع انجام مي‌دهد تشديد نابرابري در سطوح ملي است. به بياني ديگر مشروعيت و مقبوليت ملي بنگاه هاي اقتصادي با مخاطرات گسترده اي روبرو گشته و موفقيت شركتها با بهروزي ملي جامعه همگرايي ندارد.

لستر تارو، نيز بر اين نكته انگشت نهاده كه بازارهاي آزاد، «سطوح نابرابر درآمدي» ايجاد مي‌كنند، كه اين امر با دموكراسي مشاركتي ناسازگار بوده و بنيان بيگانگي و تعارض آشكار بنگاه هاي بين المللي را با جوامع بومي پي مي ريزد. امروزه خلق بازارهاي جديد و كشف نيازهاي پنهان، به يكي از مهم‌ترين استراتژي‌هاي رقابتي بنگاه ها بدل گرديده و تركيب آن با آموزه هاي "هايك و نوز" و مفهوم فراگرد«تخريب خلاق» شومپيتريسم، زمينه حذف بسياري از ذي مدخلان و ذي نفعان با مخرج اجتماعي مشترك و ناديده گرفتن نيازهاي اجتماعي را فراهم نموده است. بنابراين، رويكردهاي واقع‌گرايانه در كسب‌وكار؛ اجتماعي كردن بنگاه هاي اقتصادي كاستن فاصله بين منافع جامعه و عملكرد شركتها و البته خلق ارزش مشترك ميان سازمان ها و جامعه و ترويج انگاره رفتارهاي مسئولانه در مدل هاي تجاري پايدار نوعي برنامه بديل و جايگزين است، كه با دنبال نمودن رهيافت تعالي عدالت درعملكرد شركت‌ها نوعي سيستم سرمايه داري عادلانه را جستجو مي كند.

البته خلق ارزش مشترك و جاري‌سازي آن در سازمان، نيازمند نوعي نوآوري اجتماعي ساختارمند با ويژگي ارگانيك است تا بتوانند با پويش تغييرات شتابان مواجه شده و قابليت انطباق با آن‌ها را داشته باشد(كميلري، 2017؛ پورتر و كرامر، 2011؛ 2014؛ اتحاديه اروپا، 2011، الكينگتون، 2012، كرين و همكاران، 2014). ارزش مشترك مي تواند شكل سرمايه داري و رابطه آن با جامعه را تغيير دهد.ديالكتيك رويكرد خلق ارزش مشترك، تلاش جدي براي بازتوزيع ثروت، براي مهار تركيب سرمايه،در راستاي پايدار سازي كسب و كار؛ بايد واجد پتانسيل هايي براي كشف فرصت در بطن جامعه محلي و ايجاد مزاياي چشم گير براي اكوسيستم كسب و كار، جامعه مدني و محيط زيست و توانايي تلاقي فرصت هاي كسب و كار، درآمدها و تخصص بنگاه با نيازهاي اجتماعي باشد. با اين تلقي، بنگاه ها نيازمند بازنمايي جديد و بازتعريف تازه اي درباره رشد و توليد ارزش در بستر كشف فرصتهاي تازه مبتني بر نيازهاي اجتماعي ميباشند كه از موضع خواستها، حل مسئله و چالش هاي نظام اجتماعي خيز برداشته باشد. بعبارت ديگر با بردن حل مسائل اجتماعي به درون زنجيره ارزش و مدل كسب و كار شركت ها، هم براي جامعه و هم براي اركان كسب و كار(سهامداران، مديران، كاركنان و) ارزش خلق مي شود طرفه اينكه در طول زنجيره ارزش، همكاري و هم افزايي با سمن ها(سازمانهاي مردم نهاد)، فعالان مدني افزاينده بهره وري و كارايي فرايندهاي بنگاهداري و مآلا پيشرفت اجتماعي خواهد بود. اين مرحله حاصل تكامل بنگاهداري و گذر از فاز "مسئوليت اجتماعي شركتي" كه امري در حوزه اخلاقيات و پرداختن به گستره خيرات فعاليتهاي انساندوستانه بود به مرحله پيشرفته تر مسئوليتهاي "مدني - اجتماعي و بازتوليد شعاع اعتماد و سرمايه اجتماعي" در بين جامعه و كسب و كارهاست. در واقع فعاليت‌هايي در اين مرحله قابل لحاظ هستند كه در راستاي رفع يك نياز يا محدوديت اقتصادي يا اجتماعي بوده و مهم‌تر از آن با «توسعه پايدار» وايجاد ارزش افزوده براي جامعه همراه بوده و مي‌تواند رويكرد تجاري هم داشته باشد.

ذات مرحله ابتدايي در راستاي تاكتيكهاي آرماني شركتداري مدرن و اندازه‌گيري ميزان هزينه كرد در پروژه هاي عام المنفعه(فاقد رويكرد درآمدزايي) و نوعدوستي ،براساس تصميم‌گيري صاحبان سرمايه و سهامداران شركت در جهت شهرت و مقبوليت در بين ذي‌نفعان است اما ماهيت مرحله متكامل تر انگيزه خلق مزيتي رقابتي، در راستاي استراتژي شركت، جهت حصول به ارزش افزوده اجتماعي اقتصادي و فرصت‌هاي تجاري ايجاد شده به كمك تغييرات هدايت شده در جامعه هدف ميباشد كه بالذاته مدلي پيچيده تر ميباشد. در اين مدل ما به يك "نهادسازي تجربه شده و مشروع" به مثابه شرايط اوليه امكان نيازمنديم در واقع ضرورت ايجاد ساختارهاي نمايندگي جامعۀ محلي كه علاوه بر پيگيري مطالبات جامعۀ محلي، مخاطب بنگاه هاي متعامل و پيگيري درخواست‌هاي متقابل بنگاه‌ها در شبكهٔ ارزش نيز باشد، يكي از اين مهمترين شروط ايجابي است يكي ديگر از شرايط وافي به مقصود امكان، ايجاد ساختارهاي حقوقي و قانوني در مناسبات فيمابين بنگاههاي اقتصادي و جامعه بومي در زمينه در زمينه خلق ارزش، تصاحب ارزش و حقوق نهاد "واسط ارزش" با درگاه هاي مولد ارزش ميباشد

در مدل خلق ارزش مشترك، افراد جامعه با پذيرش ارزشهاي تكنوكراسي و حاكميت شركتي احساس ميكند كه در حاشيه نيستد بلكه در متن قرار گرفته و در آن صورت، قواعد بازي در متن را مي‌پذيرند و نقش درخور خود را ايفا مي‌كند.بعبارتي تله فضايي حاشيه و احساس دوگانگي، بيگانگي و كنار بودن و طرد در ميان توده‌هاي جوامع توسعه نيافته تعديل خواهد شد.اين انگاره راه حل نهايي و استراتژيك نوعي بازگرداندن حاشيه‌نشين‌ها به متن بازي سرمايه داري به كمك بنگاههاي چند مليتي است. پس از چندين دهه كه حاشيه‌نشين‌ها در نظام سرمايه‌داري جهاني جايي نداشتند و ناراضي از وضعيت خود، دشمنان بالقوه سرمايه‌داري محسوب مي شدند حال اين امكان فراهم آمده تا با اصلاحات راهبردي در نهادها و بنگاه هاي اقتصادي، اين‌گروه ها بتوانند وارد بطن و متن جامعه شوند تا هم با امتزاج دارايي هاي بنگاه ها با دارايي هاي غير رسمي مردم فقير، ثروت جامعه افزايش ‌يابد و هم‌ اين‌كه از حالت راديكال و دشمني خارج شده و جزيي از نظام اقتصاد جهاني‌شوند. خلق ارزش مشترك بمنزله بازتوزيع تخصيص مجدد منافع در جهت بهره مندي جامعه، حول مسايل حل نشده ذي‌نفعان شان ميباشد كه پيامدهايي نظير افزايش بهره‌وري كاركنان، استفاده بهينه از منابع، بهبود سازوكار توزيع كالا و خدمات، افزايش ميزان فروش، گسترش خوشه‌هاي صنعتي محلي و توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات ، ارتقا كيفيت كسب‌وكار و بهبود اوضاع اجتماعي و محيط‌ زيست بدنبال خواهد داشت. از سوي ديگر مناسبات سودمند متقابل ميان بنگاه و جامعه مدني بي شك مشروعيت بخش فعاليتهاي بنگاه داري، انعكاسدهنده انتظارات ذينفعان ، مقبوليت، اعتماد و اعتبار شركت ها بوده و سبب خلق موج جديدي از نوآوري، شكوفايي و در نهايت اثربخشي اقتصادي در پارادايم سرمايه داري نوين خواهد شد.

در ايران، حضور شركت‌هاي كشاورزي و صنعتي در حوزۀ فعاليت‌هاي اجتماعي، اگرچه حضوري قابل توجه و دامنه دار نيست؛ اما به لحاظ سابقه بسيار متنوع است؛ اصولا خلق ارزش مشترك در زنجيره تامين كشاورزي يك بازي برد-برد است كه در اين ميان از جلب نظر مشتريان كلان شهرها مانند شركتهاي توليد كننده محصولات ارگانيك كه همگام با انجمن هاي صنفي و اتحاديه هاي توليد كنندگان محصولات ارگانيك شبكه گسترده اي از متعاملين حوزه مصرف را در بر ميگيرد. يا شركتهاي سهامي زراعي در حوزۀ ارتقاي فرهنگ محيط زيستي و خدمات رفاهي و مشاركت در تور ايمني و رفاه اجتماعي روستايي در كنار توليد بذور پربازده، يا افزايش آگاهي مشتريان براي توسعۀ بازار شير و محصولات لبني (مثل آموزش‌هاي كيفيت شركت كوه پناه، كاله و عاليس)، در اين ميان شركتهاي تعاوني توليد روستايي نيز سعي نموده اند تا با تشكيل شركتهاي بازرگاني و به كمك فنآوري فين تك و استارت آپهاي همكار، طيف گسترده اي از مشتريان را با بازار محصولات تازه خوري به خود جلب نمايند و در زنجيره ارزش كشاورزي توزيع متوازن تري از ريسك ارايه دهند و اخيرا حتي با تشكيل صندوق هاي قرض الحسنه بكمك تكنيكهاي ماليه خرد بخشي از مصارف بهنگام جامعه دهقاني را بصورت بهنگام تامين نمايند.

نكته قابل توجه آن است كه ظرفيت تعريف و اجراي مدل خلق ارزش مشترك در هر منطقه‌اي بدون درك پيچيدگيهاي اكولوژيهاي متنوع سازماني و عدم قطعيت هاي محيطي (فناورانه و بازار) وجود ندارد و نيازمند حداقل هايي از شرايط امكان، بويژه تعهد سازماني كه بر خلق مشترك ارزش تأثير دارد و يادگيري سازماني (شامل سه بعد قصد يادگيري، سنجش شريك وتوانمندي هاي شروع رابطه) بر تصاحب ارزش توسط طرفين تأثيرگذارا ست، اتحادهاي استراتژيك، كانال هاي ارتباطي موثر ميان بنگاه و جامعه هدف، وجود شبكه اعتماد، سرمايه اجتماعي (شامل سه بعد ساختاري، رابطه اي و شناختي) درون و برون بنگاهي، پيوند هاي اجتماعي، ﻓﻀﺎي رواﻧـﻲ و هنجار هاي مشترك قطعا در اجراي موفق اين مدل موثر ميباشد. به نظر مي رسد اين بار نيز سرمايه داري با درك رويكردي عقلاني و اتخاذ رهيافتي جديد و در قالبهايي تازه سعي در حل بن بستها و بحران هاي مقطعي و مشروعيت بخشي بيشتر به فعاليتهاي بنگاه داري از طريق غنا بخشيدن به منظومه تئوريك حاكميت شركتي در حوزه مقبوليت پراتيك اجتماعي گروه هاي هدف جامعه محلي دارد.

 

امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
-------سایت سازمان مرکزیطز
سازمان مرکزی
بیمه تکمیلیغل
بیمه
فروشگاه الکترونیکی12
فروشگاه
فروش ویژه کودآهنicon
سامانه باغداران
Powered by DorsaPortal